تبليغاتX
روزانه های روشی - اعتراف
روزانه های روشی
این چند روزه یعنی از چهارشنبه تا یکشنبه که امروز باشه حسابی سرگرم خونه تکونی بودم بابا یه خونه فسقلی داریم ولی نمیدونم چرا هر کاری میکنم تموم نمیشه. پنجشنبه شری دو تا اتاقو تموم کرد منم توی آشپزخونه بودم که نزدیک ظهر مامان زنگ زد و گفت که ناهار بریم اونجا ما هم از خدا خواسته بعدشم رفتیم تجریش و یه دوری تو قائم و مغازه های اطرافش زدیم بعدشم طبق معمول خیابان گردی با ماشین که شده عادتمون و خیلیم بده که به خودمون زحمت نمیدیم یه ذره پیاده روی کنیم . جمعه هم خونه مامان شری دعوت بودیم برای ناهار که دوباره خوش به حالمون شد بعدشم رفتیم من مانتو خریدم و شبم رفتیم یه کم پیاده روی چون هوا واقعا خوب بود و بهم دیگه قول دادیم که دوباره از عید پیاده روی مونو شروع کنیم. دیروزم که شنبه باشه خونه بودم و بازم بساب بساب داشتم ظهرم مامانیم اومد خونه ما و با هم ناهار خوردیم و واسه عصری هم شری یه کم زود اومد و با هم رفتیم بیرون.

 

اعتراف: روزهای پنجشنبه و جمعه و شنبه و امروزم که یکشنبه س برنج خوردم برای ناهار ولی عوضش شام نخوردم ولی خب زدم زیر قولم دیگه (تقصیر این مامان شریه که غذاهایی که بهم میده واسه یه هفته همش با برنجه)(چه عروس پررویی میبینی تو رو خدا بیا و خوبی کن) خودم جواب خودمو دادم  !!

پی نوشت: داره حالم بهم میخوره از اینکه هر هفته فقط یه جای محدودی داریم برای رفتن باور کنید انقدر که پاساژا و مغازه های تهرونو متر کردیم میتونم اسم تک تک مغازه ها رو ببرم . اصلا یه مکان تفریحی تو این تهرون پیدا نمیشه. اگه جای جدیدی سراغ دارین به منم بگین.

پی نوشت: قیافم الان که دارم با شما صحبت میکنم این شکلیه تا ۲۳ اسفند که وقت برا موهام گرفتم و ۲۷ که وقت برا ابروهام گرفتم خوشگلم نه؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 9:42  توسط روشی  |