تبليغاتX
روزانه های روشی - رفتن یا نرفتن مسئله این است
روزانه های روشی
امروز واقعا مثل مرده از گور بیرون اومده از رختخواب اومدم بیرون کسایی که مثل من سر کار می رن حتما می دونن که من چی می گم. من تصمیم دارم به محضی که بچه دار شدم دیگه نیام آخه اون طفلک فینگیلی بیچاره چه گناهی کرده من خودم بچه مهدکودکی بودم و بالغ بر ۳۰ سال سابقه کار دارمیعنی با این اوصاف الان باید بازنشسته بشم . می دونید چیه وقتی خونه هستم همه چی آرومو عالیه برای خودم کتاب می خونم تلویزیون می بینم، به خودم می رسم. ولی وقتی می یام سر کار واقعا خسته می شم  از این همه بدو بدوTornadoو همیشه بی حس و حالم، دلم به هیچ کاری نمیره نمی دونم باید چکار کنم . تازه وقتی من خونم شری هم خوشحالتره البته هیچوقت منو مجبور نکرده که خونه نشین بشم ولی خب خیلی راضی تره اگه من نرم . نمی دونید وقتی می گم فردا مرخصیم چه ذوقی می کنه .شما بگید دوست جونا هر نظری دارید بگین از یه طرف می ترسم اگه بیام خونه یه مدت بعدش پشیمون بشم . نمی دونم فعلا که دارم می یام ببینیم چی پیش می یاد.

پ.ن: بابا جون آخه یه نظری مظری چیزی بدید که دلمون خوش باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 8:42  توسط روشی  |